شيخ حسين انصاريان
65
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
ابليس يكسره شكست خورده منقرض شوند و قلب و قواى آن تسليم حق شوند و اسلام به بعض مراتب باطنيه در آن بروز كند و نتيجهء اين تسليمِ اراده حق ، در دار آخرت آن شود كه حق تعالى ارادهء او را در عوالم غيب نافذ فرمايد و او را مثل اعلاى خود قرار دهد و چنانچه خود ذات مقدس هرچه را بخواهد ايجاد كند ، به مجرّد اراده موجود شود ، ارادهء اين بنده را هم آن طور قرار دهد ! ! چنانچه بعضى از اهل معرفت روايت نمودند از رسول اكرم صلى الله عليه و آله راجع به اهل بهشت كه : ملكى مىآيد پيش آنها ، پس از آنكه اذن ورود مىطلبد وارد مىشود و نامهاى از جناب دوست به آنها مىدهد ، پس از آنكه سلام مولا را به آنها رساند و در آن نامه است : مِنَ الْحَىِّ الْقَيُّومِ الَّذى لا يَمُوتُ إِلَى الْحَىِّ الْقَيُّومِ الَّذى لا يَمُوتُ أَمَّا بَعدُ فَإنّى أَقُولُ لِلشَّيئِ كُنْ فَيَكُونُ وَقَدْ جَعَلْتُكَ تَقُولُ لِلشَّئِ كُنْ فَيَكُونُ فَقَالَ صلى الله عليه و آله فَلا يَقُولُ أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ لِلشَّيْئِ كُنْ إلّاوَيَكُونُ « 1 » . از حىّ و قيّوم كه مرگ ندارد ، به حىّ و قيّومى كه نمىميرد ، پس من هرچه را بگويم بشود ، مىشود و اكنون تو را بدينگونه قرار دادم كه به هر چيزى بگويى بشود بشود . حضرت فرمود : احدى از اهل بهشت به چيزى نمىگويد باش مگر اين كه تحقق پيدا مىكند . و اين سلطنت الهيهاى است كه به بنده مىدهند ، چرا ؟ چون بنده ترك ارادهء خود و ترك سلطنت هواهاى نفسانيه و اطاعت ابليس و جنود او نموده و هيچ كدام از اين نتايج مذكوره حاصل نشود مگر با حضور قلب كامل و اگر قلب در وقت
--> ( 1 ) - الحكمة المتعالية فى الاسفار الفعلية الاربعة : 9 / 140 ؛ الفتوحات المكية : 3 / 295 .